دوره‌های آنلاین و آفلاین
صفحه نخست / آخرین اخبار / پرخاشگری چیست؛ تفاوت بین خشونت وپرخاشگری ونحوی درمان انها

پرخاشگری چیست؛ تفاوت بین خشونت وپرخاشگری ونحوی درمان انها

تعریف پرخاشگری چیست؟ پرخاشگری می‌تواند باعث آسیب رساندن به دیگران از نظر عاطفی و جسمی بشود. با پرخاش کردن، اطرافیان با حرف‌ها یا حرکات بدون کنترل فرد دچار آسیب روحی و جسمی می‌شوند. پرخاشگری، مرزهای اجتماعی را نقض می‌کند و زیر پا می‌گذارد. این مشکل باعث ایجاد خِلل در روابط می‌شود. البته گاهی همه‌ی افراد، رفتارهای پرخاشگرانه‌ای از خود نشان می‌دهند که طبیعی است، اما زمانی که به‌صورت مکرر رخ بدهد، مراجعه به پزشک لازم می‌شود. در این مقاله شما را با تعریف پرخاشگری، علت پرخاشگری   نوجوانان و درمان پرخاشگری آشنا خواهیم 

علت پرخاشگری چیست؟

وقتی در شرایط هستید که شما مجبور به پرخاشگری می‌شوید، احساس آزردگی و بی‌قراری به شما دست می‌دهد و فشاری را روی خود احساس می‌کنید. کنترل رفتار در چنین موقعیت‌هایی دشوار می‌شود و امکان دارد که ندانید چه رفتارهای اجتماعی در آن موقعیت مناسب هستند. گاهی‌اوقات هم برخی از افراد به‌طور عامدانه دست به پرخاش و عصبانیت می‌زنند. مثلا ممکن است شخصی با هدف انتقام گرفتن یا آزار و تحریک شخصی دیگر دست به رفتارهای پرخاشگرانه بزند. پرخاشگری نسبت به خود هم وجود دارد. در هر حال باید تلاش کنید تا علت و ریشه‌ی رفتارهای این‌چنینی را در خود کشف کنید و تشخیص بدهید.

لایل بسیاری می‌تواند موجبات پرخاشگری شما را فراهم کند:

  • وضعیت سلامت جسمی؛
  • وضعیت سلامت روحی
  • ساختار خانواده؛
  • روابط با دیگران؛
  • محیط کار یا تحصیل؛
  • عوامل اجتماعی یا اقتصادی-اجتماعی؛
  • رفتارها و ویژگی‌های فردی؛
  • تجربه‌های زندگی.

به‌عنوان شخصی بزرگ‌سال ممکن است نسبت به تجربه‌های منفی زندگی خود رفتارهایی توأم با پرخاش از خود بروز بدهید. مثلا ممکن است هنگام ترس و ناامیدی، پرخاشگر بشوید.  افسردگی اضطراب ، استرس پس از اسیب یا PTSD و سایر وضعیت‌ها و مشکلات روانی هم می‌توانند شما را به سمت پرخاشگری سوق بدهند.

رخاشگری ناشی از مشکلات جسمانی چیست

بسیاری از مشکلات جسمانی باعث می‌شوند تا فرد مبتلا، رفتارهای پرخاشگرانه از خود بروز بدهد. مثلا:

  • اختلالاتی که در طیف اوتیسم قرار دارند؛
  • اختلال کم توجهی بیش فعالی (ADHD)؛
  • اختلال دوقطبی
  • اسکیزوفرنی؛
  • اختلال رفتاری؛
  • اختلال انتحاری متناوب
  • اختلال استرسی پس از آسیب روانی.

آسیب‌هایی که به مغز وارد می‌شود نیز می‌تواند باعث پرخاش و رفتارهای نامعقول در زندگی فرد شود. آسیب‌های مغزی می‌تواند ناشی از موارد زیر باشد:

  • سکته مغزی
  • صدمه دیدن سر؛
  • برخی از انواع خاص عفونت؛
  • برخی از انواع خاص بیماری‌ها.

مشکلات جسمانی باعث بروز پرخاشگری به شیوه‌های مختلفی می‌شود. مثلا اگر به اوتیسم  یا اختلال دوقطبی مبتلا باشید، درصورتی‌که دچار احساس ترس‌ یا ناامیدی شوید یا نتوانید از احساسات‌تان صحبت کنید، پرخاشگر می‌شوید. اختلالات رفتاری هم باعث می‌شوند تا عامدانه به‌دنبال پرخاشگری باشید.

دلایل پرخاشگری در کودکان چیست؟

پرخاشگری در کودکان ریشه در دلایل متعددی دارد. مثل:

  • مهارت‌های ارتباطی ضعیف؛
  • مشکلات جسمانی تشخیص‌ داده نشده؛
    • استرس یا ناامیدی.

احتمال دارد که فرزندان شما، رفتارهای توأم با پرخاش و خشونتی را که در محیط اطراف خود می‌بینند، الگوبرداری کرده و اجرا کنند. دلیل دیگر پرخاش کودکان هم می‌تواند تلاشی در جهت جلب توجه دوستان، خانواده یا معلمان باشد. اگر حواس‌تان نباشد، به‌عنوان بزرگ‌تر با نادیده گرفتن یا پاداش دادن به کودک می‌توانید موجب تشویق او به رفتارهای پرخاشگرانه بشوید. منظور این است که وقتی دقیقا شیوه‌ی برخورد با کودک در این موقعیت‌ها را ندانید، امکان دارد که ناخواسته او را در مسیر پرخاشگری هدایت کنید.

گاهی پرخاش کودک ناشی از ناامیدی و تردید است و در صورتی رخ می‌دهد که کودک مبتلا به مشکلات روانی نظیر اسکیزوفرنی یاپارانوییاباشد. کودکانی که به نقص‌های رفتاری دچار هستند یا در طیف اختلال اوتیسم جای می‌گیرند نیز گاهی پرخاشگر می‌شوند. اگر کودک دچار اختلال دوقطبی باشد، ممکن است در مرحله‌ی جنون (مانیاک) به پرخاشگری روی بیاورد. کودکان افسرده نیز در صورت تحریک اعصاب و احساسات‌شان پرخاشگر می‌شوند.

کودکانی که نمی‌توانند با احساسات خود کنار بیایند و کنترل درستی داشته باشند نیز احتمالا در رفتارهای خود پرخاش را بروز می‌دهند. کنار آمدن با ترس و ناامیدی دشوار است. کودکانی که اختلال اوتیسم دارند یا دچار نقص‌های رفتاری‌اند معمولا تجربه پرخاشگری در رفتارهای‌شان دیده می‌شود. علت این است که وقتی می‌ترسند و ناامید می‌شوند، به‌درستی قادر به کشف علت و شرح ماجرا نیستند و همین ناتوانی موجبات پرخاشگری را فراهم می‌سازد.

کودکان مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی یا سایر اختلالات مخرب هم درک و توجه کافی ندارند، به‌همین‌خاطر رفتارهایی ناشی از تحریک شدن آنی بروز می‌دهند که بعضا به‌عنوان پرخاشگری شناخته می‌شود. این واکنش‌ها بیشتر در شرایطی رخ می‌دهد که رفتار کودک ازنظر اجتماعی زیاد معقول به‌شمار نمی‌رود.

علل پرخاشگری در نوجوانان چیست؟

پرخاشگری در نوجوانان بسیار رایج است. مثلا بسیاری از نوجوانان به‌شکلی گستاخانه با دیگران بحث می‌کنند. درهرحال اگر نوجوانی دچار حالات زیر باشد، پرخاشگر تلقی می‌شود:

  • در هنگام بحث فریاد بکشد؛
  • دعوا و جنجال راه بیندازد؛
  • نسبت به دیگران قلدری کند.

رفتارهای تهاجمی نوجوانان در برخی از مواقع نیز ناشی از موارد زیر است:

  • استرس؛
  • فشار هم‌سالان؛
  • مصرف مواد مخدر؛
  • روابط ناسالم با اعضای خانواده و دیگران.

بلوغ نیز برای بسیاری از نوجوانان همراه با استرس‌های مخصوص به خود است. اگر ندانید که چطور باید با تغییرات بلوغ در نوجوان کنار بیایید، احتمال اینکه او پرخاشگر بشود، بسیار زیاد خواهد بود. درصورتی‌که نوجوان دچار وضعیت و مشکلی روانی باشد، در بلوغ پرخاشگر می‌شود.

درمان پرخاشگری چگونه است؟

برای کنترل پرخاشگری باید ریشه و علت آن را کشف کرد. حرف زدن با شخصی دیگر درباره‌ی احساساتی که منجر به پرخاش می‌شود، برای درمان این حالت مفید خواهد بود. گاهی‌اوقات هم با تغییر حرفه یا سبک زندگی می‌توان از  احساسات منفی  پرخاشگری دور شد. استراتژی‌هایی برای درمان حالات منفی این مشکل وجود دارد. برای نمونه، می‌توان شیوه‌ی برقراری ارتباطات صادقانه و صریح را یاد گرفت تا از پرخاش و تهاجم در برقراری ارتباطدور شوید.

پزشکان معمولا برای رفع پرخاش و تهاجم در افراد، جلسات  روان درمانی  را توصیه می‌کنند. مثلا رفتاری شناختی  (CBT) به شما در کنترل رفتارهایتان کمک می‌کنند. به یاری این روش، نوعی مکانیزم برای کنار آمدن با شرایط مختلف آموزش داده می‌شود. درواقع، عواقب کارهای هر فرد به او گوشزد خواهد شد. گفت‌وگو‌ درمانی هم روش دیگری است که به درک ریشه پرخاشگری می‌انجامد و به رفع احساسات منفی نیز کمک شایانی می‌کند.

در برخی از موارد هم پزشک برای رفع مشکل، دارو تجویز می‌کند. مثلا داروهای (AEDs) نظیرفنی توِیین کاربامازاپین،  و… . اگر فردی دچارالزایمر، اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی باشد هم از داروهای تثبیت‌کننده خلق استفاده خواهد شد. تجویز مکمل‌های اسیدهای چرب  امگا 3نیز رایج است. بنا به علت و ریشه‌ی پرخاشگری، درمان‌های متنوعی وجود دارد که باید درباره‌ی آنها با پزشک صحبت کرد.

شناخت پرخاشگری و خشونت

پرخاشگری و خشونت یکی نیستند. در حالی که شخصی که مرتکب یک اقدام خشونت آمیز می شود ممکن است با پرخاشگری رفتار کند، فرد با ماهیت تهاجمی لزوماً درگیر اقدامات خشونت آمیز نمی شود. با اینکه پرخاشگری می تواند منجر به درگیری فیزیکی یا کلامی شود، اما گاهی اوقات حمله ممکن است دفاعی یا تکانشی باشد و نیت آسیب زدن در خود نداشته باشد. خشونت که اغلب به عنوان بیان فیزیکی پرخاشگری در نظر گرفته می‌شود، ممکن است به لحظا ماهیت غارتگرانه، تکانشی، واکنشی یا دفاعی باشد. خشونت می تواند از عوامل موقعیتی یا محیطی ناشی شود و ممکن است در نتیجه ی یک وضعیت روحی یا اعتقادات شخصی یا فرهنگی روی دهد.

م خشونت و هم پرخاشگری می توانند در هر دو سطح اجتماعی و فردی با تأثیرات منفی همراه باشند. اعمال خشونت ممکن است شخص خاص یا گروهی از مردم را هدف قرار دهد و یا در پی استفاده از الکل و یا مصرف مواد مخدر روی دهد. بر اساس براورد مرکز کنترل بیماری ها (CDC)، در ایالات متحده، ۲ میلیون از مراجعات سالانه به اورژانس، به دلیل حملات خشونت آمیز صورت می گیرد و هر سال حدود ۱۶۰۰۰ نفر به قتل می رسند. این احتمال در مردان جوان بین ۱۸ تا ۲۴ سال بیشتر است که از جمله قربانیان یا عاملان خشونت واقع شوند. بیش از یک سوم از زنان آمریکایی و بیش از یک چهارم از مردان آمریکایی تجربه ی خشونت جسمی یا جنسی از سوی شریک زندگی خود را داشته اند و تقریبا نیمی از زنان آمریکایی مورد پرخاشگری روانی از سوی شریک زندگی خود قرار گرفته اند.

مدیریت پرخاشگری می تواند از طریق تغییر مسیر، فرایند های میانجیگری و برقراری محدودیت ها و ارتباط با همسالان شایسته تسهیل گردد. چنین استراتژی هایی می توانند به جلوگیری از بروز مکرر تمایلات تهاجمی از طریق خشونت، به ویژه هنگامی که این رفتار در کودکی سر می زند،کمک کنند.

انواع پرخاشگری

پرخاشگری را می توان به چند صورت تعریف کرد و تحقیقات صورت گرفته در زمینه های مختلف اغلب پرخاشگری های مختلف را توصیف می کند، اما چهار نوع کلی از رفتار های پرخاشگرانه به شرح زیر است:

  • پرخاشگری تصادفی عمدی نیست و ممکن است نتیجه بی دقتی باشد. این نوع از پرخاشگری اغلب در کودکان در حال بازی دیده می شود و می تواند در زمانی که فرد عجله دارد نیز روی دهد. به عنوان مثال ، فردی که در حال دویدن برای رسیدن اتوبوس است، ممکن است به کسی یا کودکی برخورد کند.
  • پرخاشگری بیانی، اقدامی تهاجمی است که بطور عمدی رخ می دهد اما به معنای در برداشتن آسیب نیست. کودکی که اسباب بازی یا شن پرتاب می کند، پرخاشگری بیانی نشان می دهد: اگر چه این رفتار می‌تواند برای فرد دیگری آزاردهنده باشد و یا باعث آسیب شود، اما هدف از این رفتار آسیب رساندن نیست.
  • پرخاشگری خصمانه به معنای ایجاد درد فیزیکی یا روان‌ شناختی است. زورگویی و تهمت یا شایعه پراکنی از جمله تجاوز های خصمانه محسوب می شوند. پرخاشگری واکنشی یا یک اقدام پرخاشگرانه ناشی از تحریک، نوعی تجاوز خصمانه بشمار می آیند.
  • پرخاشگری ابزاری می تواند ناشی از درگیری بر سر اشیاء یا چیز هایی باشد که بنظر فرد حقوق وی هستند. به عنوان مثال، دانش آموزی که تمایل به نشستن در میزی که توسط شخص دیگری گرفته شده است را دارد، ممکن است با انداختن وسایل وی از روی میز تلافی کند.این چهار نوع رفتار پرخاشگرانه عموماً در کودکان مشاهده می شود اما می تواند بیانگر کار های بزرگسالان نیز باشد. ممکن است برخی از ایده های پرطرفدار قدیمی بر این باور باشند که مردان نسبت به زنان پرخاشگر تر اند، اما تحقیقات نشان داده اند که چنین نیست. هر چند زنان ممکن است تمایل به استفاده از تاکتیک‌ های خشونت آمیز شفاهی و غیر مستقیم داشته باشند و کم‌ تر از مردان متوسل به پرخاشگری فیزیکی شوند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که تفاوت معنی ‌داری میان مردان و زنان از نظر پرخاشگری وجود ندارد.

وضعیت بهداشت روان و رفتار خشونت آمیز یا پرخاشگرانه

چندین وضعیت متفاوت سلامت روانی می توانند در تمایلات پرخاشگرانه یا خشونت آمیز نقش داشته باشند. سوء مصرف الکل و مواد مخدر می توانند حتی در زمانی که شخص واقعاً خشن نیست، بروز رفتار خشونت آمیز را در پی داشته باشند. استرس پس از آسیب و دو قطبی بودن نیز می تواند منجر به بروز خشونت آمیز افکار پرخاشگرانه شود. در برخی موارد، صدمات مغزی عامل خشن شدن فرد هستند و کودکانی که در محیط های همراه با آسیب یا بی توجهی بزرگ شده اند ممکن است برای نشان دادن پرخاشگری و توسل به خشونت مستعد تر باشند. هرگونه شرایطی مانند فقر، مشکلات رابطه یا سوء استفاده که باعث ایجاد استرس شود، نیز می تواند در پرخاشگری و خشونت نقش داشته باشد.

کودکانی که با والدین پرخاشگر بزرگ می‌ شوند و یا الگو هایی تهاجمی مانند مربیان و معلمان پرخاشگر دارند ممکن است شروع به نشان دادن رفتار پرخاشگرانه کنند و یا در نهایت با بیماری های بهداشت روان روبرو شوند. به عنوان مثال، زورگویی با سلامت روان ارتباط قابل توجهی دارد: احتمال زورگو شدن در کودکان بی تربیت و نا منظم، و همچنین کودکانی که مورد سو استفاده قرار می گیرند بیشتر است؛ علاوه بر این ممکن است بعداً در زندگی خود از فرزندانشان سوء استفاده کنند. همچنین احتمال بروز افسردگی و اضطراب در آن ها نیز وجود دارد و برای مقابله با این وضعیت ها ممکن است به مواد مخدر یا الکل یا سایر رفتار های اعتیاد آور روی آورند. بروز افسردگی یا اقدامات خودآزاری پیش از بزرگسالی در کودکانی که توسط خواهر یا برادر های خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، بیش از دو برابر است و بروز اضطراب در آن ها نسبت به کسانی که این تجربه را نداشته اند، دو برابر بیشتر است؛ علاوه بر این، احتمال مواجهه با پاراسومنیا، مانند ترس های شبانه و راه رفتن در خواب در آن ها نسبت به کودکانی که تجربه زورگویی از سوی خواهر و برادر خود را نداشته اند، بیشتر است.

تار پرخاشگرانه و یا خشونت آمیز نیز ممکن است با وضعیتی مشابه اختلال انفجاری متناوب (IED) یا اختلال سلوک همراه باشد. IED یک نوع اختلال رفتاری است که به طور معمول در سال های نوجوانی یا اوایل بزرگسالی بروز می یابد، و در راهنمای تشخیصی و آماری (DSM) به عنوان یک اختلال کنترل انگیزه طبقه بندی می شود. این وضعیت اغلب با ابراز عصبانیت شدید و نا متناسب با موقعیت که ممکن است به خشمی غیر قابل ‌کنترل تبدیل شود، خود را نشان می دهد. اختلال سلوک که عموماً در بزرگسالی آغاز می شود، در راهنمای تشخیصی و آماری در مجموعه ی رفتار های اختلالی و ناشی از کمبود توجه ذکر شده است و تا حدودی با پرخاشگری جسمی و کلامی، رفتار مخرب و رفتار بی رحمانه نسبت به انسان و حیوانات مشخص می شود.

به تازگی دو ژن که در افزایش احتمال ارتکاب به جرائم خشن نقش دارند، شناسایی شده است: MAOA، یا ژن مبارز و یک نوع کدهرین ۱۳ که با سوء مصرف مواد و ADHD ارتباط دارد. وجود این ژن ها در کنار عوامل دیگر مانند سوء مصرف مواد یا تأثیرات محیطی، موجب افزایش احتمال ارتکاب جرم می شود.

تأثیر پرخاشگری و خشونت بر سلامت روان

خشونت در بسیاری از زمینه های زندگی یافت می شود: در محل کار، خانه، مسابقات ورزشی و در مناطق عمومی. این وضعیت معمولا توسط افرادی که تحت ‌تاثیر آن قرار می ‌گیرد، پیش ‌بینی نمی ‌شود؛ از این رو قربانیان اقدامات خشونت ‌آمیز ممکن است با مشکلات جدی سلامت روانی مانند استرس پس از آسیب، افسردگی و اضطراب روبرو شوند. به عنوان مثال، یک شخص درگیر یک رابطه ناهنجار ممکن است از عواقب بعدی ترس داشته باشد و نتواند رابطه را ترک کند؛ به این ترتیب این امر احتمالاً او را در معرض آسیب بیشتری قرار می دهد.

گاهی اوقات مرتکبین خشونت مشکلات سلامت روانی مانند شخصیت خودشیفتگی، ضد اجتماعی یا مرزی دارند. با اینکه این وضعیت ها لزوماً با رفتار خشن همراه نیستند، اما یک شکست در مهارت‌ های مقابله اغلب می‌ تواند به رفتار پرخاشگرانه یا خشن کمک کند، و شخصیت ضد اجتماعی نیز تا حدی با بی‌ رحمی نسبت به حیواناتی که ممکن است خشونت را در بر داشته باشند، مشخص می ‌شود. پرخاشگری منفعلانه، یا رفتار پرخاشگرانه ملایم، با خشونت همراه نیست، بلکه با انتقاد از اقدامات سایر افراد مشخص می شود. شخصی که رفتار پرخاشگری منفعلانه دارد ممکن است اهل بحث و جدل باشد و یا انتقادات گسترده ای نسبت به حکومت داشته باشد، از کم ارزش تلقی شدن یا سوء تفاهم شاکی باشد، و یا به طور منفعلانه وظایف محوله را با تعلل یا “فراموشی” به تعویق اندازد.

معالجه رفتار پرخاشگرانه یا خشونت آمیز

بسته به دلایل رفتار و همچنین شخصیت و تجربیات زندگی شخص در درمان، درمان های مختلفی می توانند در معالجه رفتار پرخاشگرانه یا خشن مفید باشند. با این حال، در وضعیت های خشونت خانوادگی، زوج درمانی ممکن است همیشه بهترین اقدام عملی نباشد، زیرا این روند می تواند قربانی سوء استفاده را بیشتر به خطر اندازد و برخی از درمانگران با متجاوز که به نظر می رسد تمایلی به تغییر ندارد و یا قادر به انجام آن نیست، همکاری نمی کنند.

هدف درمان رفتاری شناختی آموزش کسانی است که رفتار پرخاشگرانه و خشن نشان می دهند تا بتوانند پرخاش خود را بهتر درک و کنترل کنند، و یاد بگیرند چگونه عواقب پرخاش یا خشونت خود را به درستی ارزیابی کرده و مکانیسم‌ های مقابله متفاوتی را برای هدایت بهتر افکار و احساسات مرتبط با رفتار خشونت ‌بار پیدا کنند.

در رویکردهای روانپویشی درمانی، افرادی که برای پنهان کردن احساسات عمیق تر به خشونت متوسل می شوند، تضویق می شوند نسبت به احساسات ضعیف تری که ممکن است زمینه ساز پرخاشگری آنها باشد، آگاهی یایند. هنگامی که این احساسات، که ممکن است عواطفی مانند شرم، تحقیر یا ترس باشد، ابراز شوند، خشونت حمایت گرانه نیز ممکن است از بین برود.
هنگامی که خشونت ناشی از سوء استفاده باشد، مانند سوء استفاده جسمی که در دوران کودکی رخ داده است و فرد را در بزرگسالی به سوی ابراز خشونت سوق می دهد، روبکرد درمانی در جهت درمان علائم سوء استفاده ممکن است راهکار مفیدی باشد.

افسردگی اضطراب ووسواس ممکن است از دلایل بروز پرخاشگری باشند، پس برای درمان آنها فورا اقدام کنید.

نتیجه‌گیری

اگر پرخاشگری را درمان نکنید، شدت آن و میزان خشونت شما بیشتر خواهد شد. درمان‌های متنوعی برای رفع این مشکل وجود دارد که قبل از آسیب زدن به خود و دیگران باید به کمک پزشک به نتیجه‌ای مؤثر دراین‌باره دست پیدا کرد. در موارد بسیار نادری، هیچ دلیلی برای پرخاشگری وجود ندارد. اما اگر ریشه و دلیل پرخاش خود را بدانید راحت‌تر می‌توانید پیگیر درمان باشید و راحت‌تر زندگی کنید. برای کشف ریشه‌ی پرخاشگری می‌توانید از پزشک کمک بگیرید.

چه مواقعی می‌توان فهمید که عزیزان‌مان دچار پرخاشگری مخرب شده‌اند یا فقط واکنشی احساسی نسبت به مسائل بروز می‌دهند؛ تشخیص این موضوع کمی دشوار است، زیرا کسانی که دچار پرخاشگری و رفتارها تند می‌شوند، معمولا عذرخواهی می‌کنند و معتقدند که عمدا کاری نکرده‌اند. به‌هرحال، رفتارهای پرخاشگرانه به‌خاطر تحریک شدن از سوی منبعی شکل می‌گیرند. ابراز رفتارهای پرخاشگرانه در برخی از شرایط کاملا طبیعی است. مثلا فرض کنید، شخصی مورد آزار و تهدید دیگری قرار گرفته است، در این صورت بدیهی و طبیعی است که با وجود چنین تجربه‌ای شخص دچار پرخاش بشود. برای تشخیص اینکه فردی دچار پرخاشگری شدید و غیرعادی شده یا نه، باید به میزان بسامد پرخاش‌های او نیز توجه کرد. اگر توجیه خاص و محرک ویژه‌ای برای ایجاد پرخاش و خشم در شخصی وجود نداشته و میزان بسامد این رفتار هم در او بالا است، یعنی دچار مشکل پرخاشگری شده و واکنشی مقطعی نسبت به فشارها در کار نیست.

مطالب مرتبط