درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش یا به اختصار ACT مخلوطی از ۴ رویکرد توجه آگاهی، پذیرش، تعهد و تغییر رفتار است و هدف کلی آن در نهایت رسیدن به انعطافپذیری روانی است به گونه ای که نیاز به حذف یا از بین بردن احساس بد نباشد، بلکه به رغم وجود این احساس فرد به سوی رفتار مبتنی بر ارزش اندیشیده حرکت کند.
اساسا ACT یک درمان رفتاری است: درباره عمل کردن. اول اینکه عمل ارزشمدار است. به عنوان مثال در زندگی به دنبال چه چیزی هستید؟ در قلب و فکرتان به چه چیزی اهمیت می دهید؟ و….. سپس میتوانید از این ارزشهای مرکزی برای هدایت کردن ، برانگیختن و الهام بخشیدن به تغییر رفتاری استفاده کنید.
دوم اینکه این روش درباره عمل ((توجه آگاهانه)) است: عملی که هوشیارانه انجام میدهید با آگاهی کامل _کاملا باز نسبت به تجربیاتی که دارید و کاملا درگیر با هر آنچه انجام میدهید.
رویکردACT اسمش را از یکی از پیام های مرکزی اش گرفته است: بپذیرید هر آنچه را که خارج از کنترل شخص شما هست و متعهد باشید به آنچه که زندگی شما را پر بار میسازد.( امین زاده،1394)
ACT بر مبنای این مفروضه است که اصلی ترین مشکلی که اکثر مراجعان با آن مواجه می شوند اجتناب تجربه ای است، که به اجتناب فرد از افکار، احساسات، حواس، و سایر رویدادهای خصوصی گفته میشود. اجتناب می تواند کاربردهای خاص خودش را در دنیای واقعی داشته باشد، مثل وقتی که یک نفر رانندگی در خیابانی که پل آن خراب شده است اجتناب میکند یا از لمس یک اجاق داغ خودداری می کند. اما در زمینه افکار و احساسات، افرادی که تلاش میکنند تا از تجربیات خصوصی اجتناب کنند، ممکن است به طور متناقضی آنها را افزایش دهند و منجر به انواعی از اجتناب شوند_ که حتی باعث ایجاد مشکلات بیشتری شود.(کمالی و کیان راد،1393)
هدف درمان در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد چیست؟
در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد هدف درمان، ایجاد انعطاف پذیری شناختی از طریق شش فرایند، پذیرش، هم جوشی زدایی، خود به عنوان زمینه ارتباط با زمان حال، ارزشها و عمل متعهدانه به ارزشهاست که در ادامه راجب به آنها صحبت خواهیم کرد.
انعطاف پذیری روانشناختی یعنی فرد این توانایی را داشته باشد که بتواند به جای غرق شدن در گذشته و آینده، در زمان حال زندگی کند و ارزشها و اهداف خود را شناسایی کند و به جای اجتناب از افکار، احساسها، خاطرهها یا امیال آزاردهنده رفتاری را در پیش بگیرد که با ارزشها و اهدافش هماهنگ باشد.
بدین منوال فرد با کنترل موثر دردها، رنج ها و تنش هایی که زندگی به طور اجتناب ناپذیری برای او ایجاد کرده، یک زندگی پربار و معنادار برای خود ایجاد می نماید. شناسایی و تشخیص مرزهایی که افراد را از زندگی مطلوب بازداشته اند، مولفه های کلیدی مداخلات مبتنی بر تعهد و پذیرش است.
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد ارتباط بین افکار و احساسات مشکلزا را تغییر میدهد تا افراد آنان را به عنوان علائم مرضی درک ننموده و حتی یاد بگیرند که آنها را بیضرر (حتی اگر ناراحت کننده و ناخوشایند باشند) درک کنند.
در واقع در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) هدف این است که افراد بیاموزند وقایع درونیشان، مخصوصاً آنهایی را که ناخواستهاند، قضاوت نکنند و بپذیرند.
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد فرد را یاری میکند تا حسی متعالی از خود کسب کند. هدف کاربرد رویکرد ACT آن است که به مراجع کمک کند تا ارزشهای زندگی اش را مشخص کند و بر اساس آنها اقدام به عمل کند.
ارتباط با لحظه اکنون
در این گام آگاهی روانی فرد در زمان حال تأکید می شود و فرد به حالات روانی، جسمانی، افکار، احساسات و رفتارخود درلحظه حال آگاهی مییابد. (محمود علیلو،1396)
وقتی که یاد میگیریم با لحظه اکنون ارتباط برقرار کنیم، یاد میگیریم همه آنچه را که آن لحظه در اختیار دارد (مثلا افکار افسرده یا شاد، تصاویر اضطراب برانگیز یا خنده آور و غیره) در آغوش بگیریم و بپذیریم و مشاهده کنیم که افکار، احساسات و حواس در یک رود بی انتها می آیند و میروند و چیزی بیشتر یا کمتر از رویدادهای خصوصی نیستند. با این طرز تلقی از ارتباط با لحظه اکنون ما میتوانیم حتی وقتی که در حال تجربه رویدادهای خصوصی ناخواسته هستیم با توجه آگاهی و براساس ارزشهای انتخابی خود عمل کنیم.
تمرینات تمایل و توجه آگاهی نظیر مدتیشن، دو نوع از مداخلاتی است که ارتباط با لحظه اکنون را افزایش میدهد. (کمالی و کیان راد،1393)
هم جوشی زدایی (به افکارتان نگاه کنید)
هم جوشی زدایی (ناهمجوشی) به این معناست که یاد بگیریم از افکار، تخیلات و خاطراتمان جدا یا سوا شویم. به جای اینکه گرفتار افکارمان شویم یا با تهدید آنها وادار به انجام کاری شویم به آنها اجازه دهیم بیایند و بروند و درست مانند ماشینهایی که در بیرون از پنجره ما در حال گذر هستند.
فردی را در نظر بگیرید که وسواس های فکری درباره آلودگی را تجربه میکند یا هذیان های پارانوئیدی دارد. درباره اینکه کار ساده ای مثل بیرون رفتن از درها منجر به مرگ می شود. ناهمجوشی به فرد اجازه میدهد افکارش را به عنوان افکار ببیند نه اینکه آنها را حقایق مسلمی درباره جهان به حساب آورد. ناهمجوشی، مراجع را رها می سازد تا به جای محتوای کلامی همجوش، بر مبنای ارزشها و شرایط محیط کنونی اش عمل کند.
پذیرش
در این راستا به بیمار آموزش داده میشود که تلاش برای اجتناب یا کنترل تجارب ذهنی آزار دهنده اش بی تأثیر است یا اثرمعکوس دارد و موجب تشدید آنها میشود و باید سعی کند آنها را به طورکامل بپذیرد. (محمود علیلو،1396)
درمانگر ACT به مراجع فرصت می دهد که احساساتی که در مسیر زندگی به طور اجتناب ناپذیری ایجاد می شوند داشته باشد و آن احساسات را همانطور که هستند تجربه کند و نه به عنوان چیزی که باید از آن اجتناب کند مراجع یاد میگیرد خودش را به خاطر مشکلات سرزنش نکند برای تغییر تجربیات خصوصی تلاش نکند و تمایل داشته باشد با ترس و سایر رویدادهای روانشناختی ناخواسته مواجه شود و در مسیری که انتخاب کرده و در یک جهت ارزشمند حرکت کند. (کمالی و کیان راد،1393)
خود به عنوان زمينه (آگاهی خالص)
همگي ما با فكر كردن با خود خيلی آشنا هستيم: بخشی از ما كه هميشه فكر ميكند، افكار، باورها، خاطرات، قضاوت ها، خيالات، طرح ها و غيره توليد ميكند. اما بيشتر افراد با نگاه كردن به خودشان نا آشنا هستند: جنبه اي از ما كه آگاه است از هر آنچه كه در هر لحظه فكر میكنيم، احساس ميكنيم، ميبينيم يا انجام ميدهيم.
براي مثال در طول زندگي بدن شما تغيير میكند، افكار شما تغيير میكنند، احساسات شما تغيير میكنند، نقش هايي كه داريد تغيير ميكنند اما شمايی که قادر هست به همه اين تغييرات توجه يا نگاه كند هرگز تغيير نخواهد كرد. همانند اين است كه شما برای تمام زندگی تان آنجا بوده اید. رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) فرصت های عملی فراهم میکند تا خود به عنوان زمینه یا این آگاهی خالص افزایش پیدا کند. (امین زاده،1394)
ارزشها (بدانید چه چیزی مهم نیست)
در این گام، به فرد کمک میشود تا ارزشهای شخصیاش را بشناسد وبه شکل عملیاتی بتواند آنها را به اهداف رفتاری خاص تبدیل کند.
یک درمانگر در رویکرد ACT معمولا سوالاتی از این قبیل میپرسد “در زندگیتان دنبال چه چیزی هستید؟” چه چیزهایی برای شما واقعا اهمیت دارد؟ و…. (محمود علیلو،1396)
ارزشها، صفات مطلوب برای عمل مداوم هستند. داشتن ارزشهای واضح و روشن یک قدم اساسی در خلق زندگی پر معنا است. معمولا در رویکرد ACT از ارزشها به عنوان جهت های انتخاب شده زندگی یاد میکنیم. ما معمولا ارزش ها را با قطب نما مقایسه میکنیم چرا که آنها به ما جهت میدهند و سفر ما را به طور مداوم هدایت میکنند.(امین زاده،1394)
عمل متعهدانه (انجام دهيد آنچه را كه لازم است)
عمل متعهدانه، به معنای انجام عمل مؤثری است كه توسط ارزشهايمان هدايت شده باشد. خيلي خوب است كه ارزشهايمان را بشناسيم اما اين امر فقط از طريق عمل مداوم همسو با ارزش ها كه زندگي را غني، كامل و معنادار میسازد بايد صورت گيرد.
به عبارت ديگر ما سفری در پيش نخواهيم داشت اگر فقط به قطب نما خيره شويم؛ سفر ما وقتي شروع میشود كه پاها و دست هايمان را براي رسيدن به هدف مورد نظرمان به كار اندازيم. عمل ارزش مدار طيف وسيعي از افكار و احساسات هم مطلوب و هم نامطلوب را بر می انگیزد.
بنابراين عمل متعهدانه به معنای “انجام دهید آنچه را که لازم است”می باشد: براي داشتن زندگي ارزشمند حتي اگر درد و رنج به دنبال داشته باشد.
همه مداخلات رفتاری سنتی، مانند هدف گزینی، مواجهه، فعال سازی رفتاری و آموزش مهارت ها، میتوانند در این بخش از مدل به کار گرفته شوند و هر مهارتی که میتواند زندگی را تسهیل و پر بار سازد، از مذاکره تا مديريت زمان، از جرأت ورزي تا حل مسئله، از خودآرام سازی تا مقابله با بحران، میتواند در این بخش از نمودار شش وجهی آموخته شوند. (به شرط آن که در خدمت زندگی ارزشمند باشد و نه در خدمت اجتناب تجربه ای).( امین زاده،1394)
همانطور که اشاره شده هدف رویکرد ACT ( رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد ) کمک به افراد در شناسایی ارزشهای واقعی در زندگی آنها و همچنین انعطافپذیری شناختی است، به این معنا که به افراد کمک میکند ارزشهای اساسی زندگی خود را شناسایی کنند و در مرحله دوم به جای جنگ و ستیز و صرف انرژی زیاد برای مقابله با افکار و احساسات ناملایم که موجب رنجش و ناراحتی آنها میشوند، آنها را بپذیرند و در کنار این افکار به خلق یک زندگی غنی و معنادار بپردازند. این کارگاه با حضور روانشناسان ودانشجویان بصورت کیس محور با تدریس سرکارخانم ارزومهرابی درمانگر ومدرس دانشکاه در 24 ابان ماه 1402 برگزار گردید.